باز هـــــم خیال تومـــــــــرا“برداشـــــت”کجا میبرد نمی

باز هـــــم خیال تومـــــــــرا“برداشـــــت”کجا میبرد نمیدانم !هــــــــــــــی نارفــــــــــــــیـــــــق … !!!بازی ات که تمـــــــــام شدمرا دوباره ،با همین لباس بی قــــــــراری دیدن دوباره ات ؛بر سر شعرهـــــــــــایم بنشان …
دیدگاه ها (۱)

نگرانم...#پاییز که برسدساعت ها را عقب میکشنددلتنگی امیک ساعت...

تابستان هم عاشق شده استدیدی دیشب چه کرد ؟ گرد و خاک کرد و نا...

گوش کن...صدای نفس های پاییز را می شنوی؟ زیباترین فصل خدا می...

تنهایی....مهربانم کرده است . . .شبیه سربازیکه از روی برجک دی...

⇜ *مثل ونگوگی که شب های تاریکش رو با ستاره ها نقاشی می‌کرد، ...

مردی در ساحل...[پارت دوازدهم]صبح روز بعد...نور خورشید از پنج...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط