#ارباب‌سالار🌸🔗

#ارباب‌سالار🌸🔗
#پارت98

پوزخندی زدم و تو چشاش زل زدم و گفتم:

+ولی من اصلا از دخترای جلف خوشم نمیاد...

ققعه ای زد و گفت:

- راضیت می کنم

از جام بلند شدم و تاره ای از موهاشو توی دستم گرفتم و گفتم:

+جدی میگی؟؟

لبشو به دندون گرفت و گفت:

- میتونی امتحان کنی

نگاهی به جمال انداختم که بی تفاوت داشت نگاهمون می کرد

چشمکی بهش زدم و آروم گفتم:

+ نظرت چیه؟؟

جمال نگاهی به سر تا پای دختره انداخت و با خنده گفت:

-منفی
حتی حاضر نیستم نگاش کنم چه برسه بخوام کار دیگه ای انجام بدم

تک خنده ای کردم و گفتم:

+ولی برای یه شب خوبن ها

اون یکی دختره نزدیکتر اومد و گفت:.

- یعنی به ما به چشم کالا نگاه می کنید؟؟

قبل اینکه من چیزی بگم جمال گفت:

- خب مگه نیستید؟؟
دیدگاه ها (۰)

#ارباب‌سالار🌸🔗#پارت99دختر عصبی رو به دوستش گفت:- سارا پاشو ب...

#ارباب‌سالار🌸🔗#پارت100تو همین فکرا بودم که سارا روی صندلی نش...

#ارباب‌سالار🌸🔗#پارت97چند لحظه ای گذشت که یکی از باریسا ها او...

#ارباب‌سالار🌸🔗#پارت96دخترای داخل حیاط با دیدن جمال دهنشون با...

My NASTARAN

#پارت_108آقای مافیا♟🎲.... داشتم کمک مامان سامیار میکردم که ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط