_یه لیوان ازتو اون کابینت بردار

_یه لیوان ازتو اون کابینت بردار
_برداشتم
_بندازش زمین 
_انداختم
_شکست ؟
_اره شکست !
_حالا ازش معذرت خواهی کن 
_ببخشید لیوان که شکستمت
_دوباره درست شد؟
_ !!!!!!!
متوجهین؟
#Farnaz
دیدگاه ها (۴)

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆میتسویا ☆‌_ایشون خیلی آر...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

پارت پنجم | روی اعصابم راه نرو...صبح روز بعد...لیانا با عجله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط