چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرم

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرم
هراسِ مرگ را دارم،ولی از زندگی سیرم

میان سرنوشتِ خود،غریب و خانه بر دوشم
به شوقِ شهرتی بیجا،دچار رنجِ تزویرم

نگاهم میکند دنیا،به حالم سخت میخندد
که من در فکر آزادی،ولی او کرده زنجیرم

ندارم چاره ای اما،درونم خلوتی دارم
تمام غوره هایم را،بدانجا آب میگیرم

منی که زندگی با او،سرِ جنگی عبث دارد
چه میداند که من هر روز،هزاران بار میمیرم

کجا رفت آن نگار من،خیالش،من که خوشحالم
نمیداند که بعد از او،چه بی اندازه دلگیرم
دیدگاه ها (۲)

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

چه حال ناخوشی دارم ، پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم ،...

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اخه طفلکی😂😂

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط