قصه بارانی ات را خوانده ام

قصه بارانی ات را خوانده ام
آمدم با چتری اما
فکر کردم
میشود این چتر را
بست و تو را احساس کرد
میشود با حرفهابت
زیر باران خیس شد
عشق را پنهان نکرد
تا شنید
حرفهایی از دل بارانی ات


#وحید_سرآبادانی_امید
دیدگاه ها (۷)

آغوش تو آرامشی در طوفان منبا قلب تو می تپد دنیا در جان منمیخ...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩﮔﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط