باران ببار هوس کردم کمی دلتنگ او باشم

باران ببار هوس کردم کمی دلتنگ او باشم
دیدگاه ها (۵)

زمستان بود و بی تابی، دلم جایی فدایی شد نفس در سینه خشکش زد ...

در هوس خیال او همچو خیال گشته ام اوست گرفته شهر دل من به کجا...

به خاطر خودت میگویم:تنهایی کافه رفتن را یاد بگیرتنهایی مهمان...

وقتی دلت میگیردلاک میزنیرژلب ...کمی عطرو کمی نیشخند میزنی به...

عاشقانه های شبنم

ببار ای نم نم باران....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط