به نسیمی همه راه به هم می ریزد

به نسیمی همه راه به هـــم می ‌ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ‌ریزد؟

سنگ در برکه مـی ‌اندازم و مـــی ‌‌پندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم می ‌ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه مــی ‌ماند و ناگاه بــــه هـــــم مــــی ‌ریزد

آن چه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کــــــوتاه به هــــــــم می ‌ریزد

آه، یک روز همین آه تــــــو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ‌ریزد
#فاضل نظری
دیدگاه ها (۲)

رخسار تو سرلوحه ی اشعار سپید استگیسوی تو الگوی بلندای قصیده ...

کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را…!؟دلم انگـــــ...

رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختمشعرهایم دستباف مهربانی ه...

سال ها طی شد که دل دادم , قراری جان گرفتوعده ی دیدارمان آمد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط