مرثیه امام #صادق(ع)...

مرثیه امام #صادق(ع)...

باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده

عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شدند
باز هم، همهمه در کوچه ما پیچیده

آن طرف نعره شیطانیِ« #آتش بزنید»
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده

خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حمله ست که در زمزمه ها پیچیده

چکمه از پای درآرید حرم محترم است
عطرِ سجاده آقا کفِ پا پیچیده

آبرو دارد وپیراهنِ او را نکشید
پیرمرد است به پاهاش رَدا پیچیده

دور تادور گلویش شده زخمی بس کن
خُب! ببین گوشة عمامه کجا پیچیده

بین درگاهی خانه نفسش بَند آمد
گوئیا زمزمة فضه بیا پیچیده

شکر حق روسریِ دختری آتش نگرفت
چه صداهاست که در کرببلا پیچیده

دختری داد زد عمه عموعباس کجاست؟
به پرو پای همه شمر چرا پیچیده؟

هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدند
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟

یک نفرنیست بگیرد جلوی چشم رباب
یک سری را به سرِ نیزه جدا پیچیده
دیدگاه ها (۱)

بین درگاهی خانه نفسش بندآمد گویازمزمه فضه بیا پیچیده شکرحق ...

آجرک الله مولا جان یا مهدی صاحب الزمان (عج)

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

بسم رب #ساقی_العطشانا، #العباس.شعر واقعا اشک آدم رو در میاره...

..ای آمد و رفت دل ما سمت تو رایجما حاجت محضیم و شما باب حوائ...

هم مرگ

شعر و صدا: علیرضا آذرلیلی بنشین خاطره ها را رو کن ... لب وا ...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط