:

:
وقتی بین خط های ممتد پیاده رو
قدم هایت اضافی باشد
یعنی
تو با یک تنهایی دست و پا گیر درگیری!
تنهایی ای که هر روز صبح با لباسهایت میپوشی,,میان موهایت شانه اش میزنی!
و بدنبال خودت میکشانی اش!
در یک لشکر در حال جنگ
او تک سربازیست که به خورشید در حال غروب نگاه میکند!
من در میان همان پیاده رو آدمک هایی را میبینم که تنهاییشان را در کیف پولشان زیر چترهایشان
و گاهی زیر‌ قدم های کسی دیگر پنهان میکنند!
پشت لبهای صورتی،قرمز،وگاهی بی رنگ یک زن تنهایی اش رنگ عوض میکند
و لا به لای کروات های یک مرد
تنهایی اش حاشور میخورد!
پشت ویترین همه ی مغازه ها صدها آدمک فریاد میزنند حراج
تنهایی به قیمت ارزان!
تنهاییتان را شیک بپوشید!
به گمانم کنار هر یک از این آدمک ها
باید یک پرانتز گذاشت و درونش نوشت
(من تنهاترین نقاب را پشت غرورم میزنم)
دیدگاه ها (۶)

ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺪﺍﯾﺖﮐﻮﺩﮐﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺎﺭﺗﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻨﺪ ﻭ ﮐﻮ...

دختر است دیگر خخخخخخخ

دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟ گنج جنگ می شود ، درمان ...

ئازادی ؟ کامەیە ئازادی ؟ ئازادی ئەسپێکی شەکەتەوئەشەلێ ‌وهەمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط