من دیگه طاقت نیو ووردم باید بگم

من دیگه طاقت نیو ووردم باید بگم
من پست گذاشته بودم که خواب هریو دیدم و گفته بودم که کامنت ♥ ولی کسی نذاشت جز فروغ جون حالا می خوام یه تیکشو بگم:
منو هری پیش هم بودیم داشتیم لب رود خونه قدم میزدیم که من ازش پرسیدم:
هری میشه بیاین ایران با گروهتون ؟
هری روشو اونور کردو گفت :نمیشه
منم چند بار ازش پرسیدم چرا نمیشه اخه چرا چه دلیلی داره؟
هری همش میگفت نمیشه و می خواس بحثو عوض کنه
از اون موقع تا حالا همش فکرم در گیره که چرا هری میگفت نمیشه
دیدگاه ها (۲۰)

هههههه مردم از خنده هر وقتی که ناراحتم میرم اینستا میچرخم و ...

لطفا عشقمو فالو کنید هرکسی که دنبال و لایکش کرد کامنت بزاره ...

نخیر پس نمیدم مال منه بیا دنبالم تا بگیری خخخخ

من برم یه مسواک دیگه بخرمازدست هری

╭────༺ ♕ ༻────╮⊊ #my_mistake ⊋#part6⋆┈┈。゚❃ུ۪ ❀ུ۪ ❁ུ۪ ❃ུ۪ ❀ུ۪...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط