اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند...

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند...روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،
"این یعنی اعتقاد"
دیدگاه ها (۱۳)

اگر هیچ وقت بعد از هر لبخندی خدا را شکر نمی کنید..،حقی نخواه...

بسته راهِ نفســم ، بغض و دِلم شعله ور است...چون یتیمی که به ...

اگر خودکارتون فقط به اندازه نوشتن یک جمله جوهر داشت، چه جمله...

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ...ﺑﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺖ ، ﻧﺪﯾ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط