*گفتند عينک سياهت را بردار...

*گفتند عينک سياهت را بردار...
دنيا پر از زيبايست!!!
عينکم را برداشتم...
وحشت کردم از هياهوي رنگها...
آدمها هزار رنگ ميشوند...
عينکم را بدهيد...
ميخواهم به دنياي يک رنگم پناه ببرم...!!!
دیدگاه ها (۰)

بعضی ها از همه بالاتر ایستادن اما نه عطری دارن  نه سایه‌یی  ...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط