پارت دو

پارت دو
عشق دروغین
رسیدن خونه
جونگکوک اول از همه رفت داخل
ا،ت،چیه چرا عجله داری
جونگکوک،حوصلتو ندارم انقد حرف نزن
ا،ت،چرا اینجوری میکنی مگه ارس باباتو بالا کشیدم
جونگکوک،نمی‌خوای بخوابی خیلی داری رومخ میری
ا،ت،این تقصیر من نیست شما بی جنبه ای(چه ربطی داشت)
جونگکوک،از تو راست میگی حالا هم بگیر بخواب فردا کلی کار داریمفردا صبح
جونگکوک بیدار میشه میبینه ا،ت رو مبل لم داده و داره تخمه میشکونه و هیچ کاری نکرده
ا،ت،عه بیدار شدی داخل یخچال چی پیدا کن بگیر بخور
جونگکوک که حرصش گرفته بود بدون هیچ حرفی لباس پوشید و رفت دفترشتا در دفترو باز کرد اعضا پریدن وسط و تولدت مبارک خوندن جونگکوک شوکه شده بودچون خودشم اصلا یادش نبود تولدشه
تهیونگ،آقا تولدتون مبارک
بقیه اعضا،تولدتون مبارک
جونگکوک گفت،مگه امروز تولد منه
جیهوپ،بله امروز یک سپتامبر هست
جونگکوک،ممنونم ازتون حتی خودمم روز تولدم و یادم رفت
ادامه دارد.......



شرایت:ندارع
دیدگاه ها (۵)

لباتو بزا. روی لبم

این خانومی رو فالو کنید خواهرمه🫡😉https://wisgoon.com/afra-x/

بچه ها این یکم خیلی خوشگل نیست😁🥒

وقتی بهت تجاوز شد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط