گر بر ندارم از سر زلف تو دست شوق

گر بر ندارم از سر زلف تو دست شوق
عیبم مکن که تازه به دولت رسیده‌ام

تا گوش من شنیده فروغی نوای عشق
باور مکن که پند کسی را شنیده‌ام

#فروغی_بسطامی
دیدگاه ها (۱)

آن‌که می‌گوید دوستت می‌دارمدل اندُه گین شبی ستکه مهتابش را م...

بودنت زیباست مثل تابیدن آفتاببر ساقه‌های تُرد بابونهبر تن در...

دست من اگر بود،بویت را به باد میسپردم، تا ببرد،تا هر جا در خ...

“پاییز”که می آید حال دل عوض می شود حس و حالی ناب سراغت را می...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط