impossible dream -رویای محال

impossible dream -رویای محال
ep-2
ا اوناهاش نشسته رو صندلی
از پشت صندلی اروم نزدیکش شدمو شونه هاشو با دستام گرفتم
من:های مای جیمین
مریم:های مای شیو
بغلش کردم و با هم راه افتادیم سمت بازار مریم داشت میگفت که چی به باباش گفته
مریم:خلاصه که قبول نکرد
من:اخه من نمی دونم اینا که می خوان مارو بفرستن فارنسه درس بخونیم چرا نمیزارن بریم کره تازه اونجا که امکاناتش بیشتره
مریم:والا چی بگم امشب دو تامون رو مخشون کار میکنیم یعنی ممکنه من لوهانو ببینم وای مریم فدا اون دماغ بشه
من:جا قحط بود باید قربون دماغش شی
مریم: اتفاقا من عشق دماغشم ...ااا فاطی اونجا رو
من:کجا
با دست به یه پسر اشاره کرد که خیلی خوش اندام لاغر بود موهاش پر بودو مشکی زده بودشون بالا یه لباس جذب استین کوتاه مشکی با شلوار لوله تفنگی مشکی که روناش پاره بود وای چه جیگری
مریم:فاطی دیدیش
من:اره جیگر بود خب که چی
مریم: نخود چی
از کنار رم رد شدو رفت دنبالش پسره رفت تو طلا فروشی
فاطی:هوی مری کجا
مریم رفت تو طلا فروشی و کاملا غیر مستقیم به پسره گفت:شما کی پاپی هستید؟!
همون موقع پسره برگشت
پسره:O_o
مریم^O^
من:-_-
رفتم جلو و دست مریمو گرفتمو کشیدم و رو به پسره گفتم
من:من معذرت می خوام این خواهر خر من روانیه یه خورده مشکل داره ببخشید
به زور مریمو کشیدم بیرون با دست محکم زد به بازوم
مریم:چرا نزاشتی جواب بده
من:وا مریم
مریم: کوفت
من:اخه میدونی شیو خوشش نمیاد تو با مرد قریبه حرف بزنه مریم:باشه منم دیگه بهت حال نمی دم
من:مگه جراتشو داری
مریم: معلومه که دارم
من:که داری اره وایسا برات دارم
مریم پا به فرار گذاشت منم دنبالش اون بدو من بدو اون بدو من بده که یهو به یکی برخورد کردیم تو این فیلما دختره میخوره به یه پسر بعد میوفتن رو هم دیگه بعدشم عاشق میشن میره اما ما که شانس نداریم ....خوردیم تو دیوار
مریم بیشعورم جا خالی داد من خوردم تو دیوار تا تونستم فووشش دادم ....بیشعور نشسته به من میخنده
مریم:😂 😂
من:مرض:pouting_face:
مریم:دیدی می تونم
من:تورو تنها گیر میارم بالاخره
مریم:هاهاها خواهیم دید
من:بلی خواهید دید
مریم:فاطی پاشو گمشو ما مگه نخواستیم بریم لباس بخریم
من:به من چه خو
مریم اومد جلو دستمو گرفت بلند شدم باهم رفتیم تو بازار تا ساعت هشت گشت زدیم و هر چی قشنگ که به نظرمون مثه مال کره ایا بودو می خریدیم
خواستیم بریم بستنی بخوریم که گوشی مریم زنگ زد
مریم:جانم؟بفرمایید
مامان مریم:کوفت و جانم مگه من صد با نگفتم وقتی تلفنو جواب میدی نگو جانم الحمدالله که صحفه گوشیم که چک نمی کنی حالا اومدی به جای من مزاحم بود
مریم:وو مامان باشه باشه من غلط بکنم بگم جانم
مامان مریم:عتیقه ها شما کجایید(یعنی من مرده این همه علاقه ام)
مریم:مادر من عزیز من همه کَس من الان میایم
دیدگاه ها (۲)

impossible dream -رویای محال ep-3مریم خداحافظی کردو در حالی ...

impossible dream -رویای محال ep-4منو ممل: ااااااا...ماباباها...

impossible dream -رویای محالep-1-مـــــامـــــانیــــــی تور...

چانبککککک😍 😍 😍 😍 😍

پارت7

#قمار_سرنوشت پارت²³بارون میومد و لونا عاشق قدم زدن زیر بارون...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره 3 \P

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط