Crazy Silence...

Crazy Silence...
پارت بیست و هفت (آخر)
____________
&یونگی:ا.تتتت...
ا.ت با دیدن یونگی خواست بلند بشه که جیهوپ جلوش رو گرفت
_ب،بشین...
یونگی محکم ا.ت رو بغل کرد
&آبجی کوچولوی مننن...
ات:یاااا....دلم برات خیلی تنگ شده بود...
&منممم
ته: دوستان گرامی ...ا.ت برای ما هم هست هاا...
_#: چیی؟؟
ته:ه،هیچی...
جین:گفت ا.ت برای ما هم هست ...
#چی؟!
جین:نخود چی...برو کنار بابا
کنار ا.ت وایستاد ...
پاکت شیرکاکائو رو بغل ا.ت گذاشت
جین:برای دختر کوچولوی تیم ما...
ات:من کوچولو نیستم ...
جین:باشه ...کوچولو(آروم)
ا.ت:نامجون هیونگ؟!
نامجون:جانم؟!
ات:نمیای بغلم کنی؟!...
نامجون لبخندی زد ...
نامی:چرا که نه ...
ا.ت رو محکم بغل کرد ...
ات:آخیشش...دلم برات تنگ شده بود ...
_پس من ...چی؟!
ات لبخندی زد ...
ات:تو؟!...اینجا نمیتونم چیزی بگم ...
بعد از چند دقیقه حرف زدن همه رفتن بیرون
_چی میخواستی به من بگی ؟!
ات:من؟!...هیچی...
_ا.ت؟!
ات:بیا نزدیک...
جیهوپ سمتش رفت
_هومم؟!
ا.ت دستش رو پشت گردن جیهوپ گذاشت و محکم ل،ب هاش رو روی ل،ب های جیهوپ گذاشت بعد از چند دقیقه ازش جدا شد
ات:دوست دارم هوپیا...
_م،من...اما من اینهمه ...
ات: مهم نیست ...من تمام تلاشم رو برای نجات تو کردم بی دلیل که اینکارم رو نکردم ...حتما ...
_منم دوست دارم ...
پرش زمانی ...
ته:برات مهمه ؟!
#نه ...
ته:پس چرا اینجوری تو فکری ...
#هیچی ...همینجوری ... فقط ...س،سولی داره زنگ میزنه
ته:سولی دیگه کیه؟!
#...چیزه...
ته:جونگکوک؟!
#دوست دخترم ...
ته:واقعااااا...
#اوهوم ...
ته:چجوری آشنا شدی باهاش ؟؟
#تو کافه چند نفر داشتن اذیتش میکردن ...کمکش کردم بعد...
ته:اوووو جونگکوک شییییی....
#زهرماررر
ویو راوی
بعد یک سال جانگ هوسوک و مین ا.ت باهم ازدواج کردن و صاحب بچه ها شدن... جئون جونگکوک هم با سولی ازدواج کرد و صاحب یه پسر چشم آبی به اسم جئون ایان شد
ا.ت هم ارتقا رتبه پیدا کرد و شد رییس بخش جنایات و همراه نامجون شد...
جونگکوک و جین هم همون کارآگاه ویژه موندن
مهم نیست چقدر زندگی بالا و پایین داره ...مهم اینه که بالاخره یه روزی یه جایی زندگی بهت لبخند میزنه و روی خوشش رو نشونت میده ...امیدوارم تو زندگی تون همیشه لبخند داشته باشید ...
دوستون دارم بایت همه تاخیر ها معذورم ❤️🙂
Crazy Silence...
نظر یادت نره رفیق !

#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#fake#J_HOPE
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴

تک پارتی

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

سناریو

ادامه سناریو

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط