مادربزرگم یه جزیره داشت ، چیز با ارزشی توش نبود ، در عرض

مادربزرگم یه جزیره داشت ، چیز با ارزشی توش نبود ، در عرض 1 ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی ، ولی واسه ما مثل بهشت بود. یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش . اونها همراه با یه قایق ماهیگیری اومده بودند و خودشون رو با نارگیل های جزیره سیر میکردند . خوب حالا چطور میشه از شر موش ها توی یه جزیره خلاص شد...مادر بزرگم اینو بهم یاد داد: ما یه بشکه نفتی رو داخل زمین چال کردیم و نارگیل ها رو طوری چیدیم که اونها رو به سمت بشکه هدایت کنه. پس وقتی اونها میخواستن که نارگیل بخورند میافتادن توی بشکه و بعد از یک ماه ، همه موش ها گیر افتادن.

ولی بعدش چیکار میکنی...بشکه رو میندازی تو اقیانوس؟ می سوزونیش؟
- نه فقط رهاشون میکنی موش ها کم کم گرسنه میشن و ناچار شروع میکنن به خوردن همدیگه تا زنده بمونن ، تا زمانی که فقط دوتا ازونا باقی میمونه....دو بازمانده.

و بعدش چی میشه؟ اونها رو میکشی؟
- نه اونها رو میگیری و رهاشون میکنی بین درختها حالا دیگه اونها هیچ وقت نارگیل نمی خورند ، اونها فقط موش میخورند...تو طبیعتشون رو تغییر دادی

"دو بازمانده ..
این چیزیه که اونها مارو بهش تبدیل کردند"

_______

🎬 دیالوگ ، فیلم skyfall
نویسندگان: نیل پرویس، رابرت وید و جان لوگان / محصول ۲۰۱۲
دیدگاه ها (۱)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 9.. با فکر به اینکه ...

بچه ها پارت آخر این سناریو عه بلاخره از دستش، خلاص میشید 🤣🤣 ...

My lovely neighbor part : 61

My lovely neighbor part : 59

Part 9

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART²(تهیونگ–)(پدر تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط