امروز یه خانمه رو دیدم

امروز یه خانمه رو دیدم

موها دمب اسبی

ابروها هشتی

لبا صورتی

خلاصه سرتونو درد نیارم خیلی ناز بود
کور بشم اگه دروغ بگم
فقط نمیدونم چرا مامانش علی صداش کرد؟
دیدگاه ها (۱)

.یه ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﺑﻪ ﻳﻪ پسره ﮔﻔﺘﻢ:میای ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻳم؟ﮔﻔﺖ: نه!ﭘﺮ...

آخرین باری که مامان بابام به من افتخار کردن مال زمانیه که بن...

سلام پالایشگاه بندرعباس استخدامی زده که 20 شهریور امتحانشه ....

یه پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

پارت ۴ (سرنوشت)

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

part 53یونگی دستشو گرفت و گذاشت روی پای خودش و آروم آروم بان...

*teakook*

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط