این کیف و کتاب ها را نبین توی دستم

این کیف و کتاب ها را نبین توی دستم
ارام نشستنم را توی ین کافه نبین
انگشت های وهریم را نبین و چند شعر چاپ شده ام را
خیلی م کوچک نیستم
پاش بیافتد بطری م میشکنم
شیشه مغازه و ماشین را هم همین طور!
تازه می وانم با یک دو ریالی نگ بزنم به خانه شما
این ضامن دار را هم گذاشته ام به وقتش
نامردی ا مردی ی ورد!
.
.
.
در ضمن
یک کار دیگر هم بلدم
حواست باشد
می وانم گریه کنم...
دیدگاه ها (۱)

همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم که آخر...

آدم ها تمام نمی شوند. . . .آدم ها نیمه شب با همه ی آن چه در ...

شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت ..تبدیل به یه عشق عمیق م...

زمستان بود و هوا سرد بود …کلاغی غدا نداشت تا به بچه هایش بده...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part⁸.....ویو ا....

...

حدیث حیدربیگی شاعر ایلامی

#آشنایی_غیر_منتظرهپارت #بیست_و_چهار چشمم رو به  صورت آیدین  ...

#آشنایی_غیر_منتظرهپارت #بیست_و_یکیا لبخند شیطون و پیروز مندا...

تو هیچوقت به این سن برنمی گردی پس همیشه کاری رو انجام بده که...

✨ظهرتون گلباران✨آرزو میڪنم در این ظهر قشنگ✨پروانہ دلتون شـاد...

به جای باز کردن مجلس و رسیدگی به معضلات و امور مملکت، آقای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط