منم دوست دارم با یکی روی برگ‌ ها قدم بزنم

منم دوست دارم با یکی روی برگ‌ ها قدم بزنم
و گوش‌هایم پر از نجواهای عاشقانه شود
دوست دارم در شب‌ های طولانی پاییز دلی دلواپسم شود
قلبی برایم بتپد و آغوشی در انتظارم باشد
دوست دارم باران که بارید
دست مردانه اش را بگیرم و با هم شروع به دویدن کنیم
دوست دارم در برابر بادهای سهمگین
بدن تنومندش پناهگاهم باشد
تا کی باید بنشینم و عاشقانه‌های پاییزی دیگران را تماشا کنم
دیگر بس است...
دیدگاه ها (۳)

به تو که فکر میکنمهر ذره از وجودم شعر می شودبی تاب خواستن تو...

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط