هستی اش را داد تا محفوظ باشد معجرش

هستی اش را داد تا محفوظ باشد معجرش
مثل کوهی ماند پای اعتقاد و باورش

وقت بیرون رفتن از خانه، حسین و مجتبی
با یل ام البنین بودند در دور و برش

مریم و آسیه را دیدم که می آموختند
با چه شوقی درس عفت را به پای منبرش

دختر نور است این بانو و بی شک آفتاب
می شود مانند شمعی بی رمق در محضرش

اسم او ذکر شب و روز همه آیینه هاست
عصمت الله است این آیینه نام دیگرش

حضرت زهرای اطهر مظهر حجب و حیاست
ارث برده این عقیله حجب را از مادرش

حضرت زهرای اطهر آنکه پیش کور هم
چادرش را برنخواهد داشت از روی سرش

هر کسی در این جهان از عفتش دم می زند
یا به زهرا اقتدا کرده ست یا بر دخترش..
دیدگاه ها (۱)

اي شمع گريه كن كه شب گريه كردن استشام عزاست امشب و اين قصه ر...

🖤کفارۀ مـا را پسر فاطمه پرداختتا روز ابد شیعه بدهکار حسین اس...

مراسم شمع پایلاما(شمع گذاری)شب تاسوعادرمراسم شمع پایلاما که ...

اندراحوالات شب تاسوعای دشت کرب بلا...#زنده یاد باقرمنصوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط