کم کم بوی محرم میرسد

کم کم بوی محرم میرسد

پنجم شوال
روز ورودحضرت مسلم ع به شهرکوفه...

عاقبت در وسط کوفه گرفتارشدم
تشنه لب ماندم و بی یاور و سردارشدم

کوفیان طعنه زنان دست مراهم بستند
منِ غربت زده چون حیدرکرار شدم

رسم این شهر اسیریست خدامیداند
من اسیر سر هر کوچه و بازارشدم

کوفه باآل علی دشمن خونین شده است
چونکه یار توام انگار گنه کار شدم

ترسم اینست توهم تشنه بمانی اقا
چونکه لب تشنه درین شهر سرِ دارشدم...
دیدگاه ها (۱۸)

کم کم بوی محرم میرسدپنجم شوالروز ورودحضرت مسلم ع به شهرکوفه....

حال من بد نیست غم کم می خورم...حال من بد نیست غم کم می خورم ...

حال من بد نیست غم کم می خورم...

حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هر روز کم کم می خورمآ...

حال من بد نيست غم کم مي خورم کم که نه! هر روز کم کم مي خورم ...

.ادامه... بیدار بود از سر شب تا سحر، پدرمی زد صدات با همه جا...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

🚩🇮🇷جنگ وجودی🇮🇷🚩بسم الله الرحمن الرحیم حسبنا الله و نعم الوکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط