امشب تمام گذشته ام را ورق زدم

امشب تمام گذشته ام را ورق زدم

پر از لحظه های سیاه

، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم

دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم

دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است

دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم

و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
.
.
ازت متنفــــــــــرم سرنوشت
دیدگاه ها (۲)

......

...............

..................

فعلا برم بای

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.66⭐(از زبون ا....

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 49["ویو جونگ‌کوک"]هیچ‌وقت از گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط