『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟒
*اوه میا..
_جانم
*عامم همه ی چیزامونو بردیم ترکیه چیزی نداریم
_راست میگی
*پاشو بریم بخریم
_عااا حالی ندارم
*پاشو تنبل خانوم
_بخدا اصلا حالی ندارم
*پس باید امشب پیتزا بخوریم
_اوم باش
جیمین از شدت کیوت بودن میا لبخند به لبش اومد.
*پس خودت سفارش بده کیوت خانم
_باش جوجه
*دوباره به من گفت جوجه
_دوست دارم
*عیشش
...
میا گوشی رو برداشت و دوتا پیتزا سفارش داد..
*من میرم زنگ بزنم مامان.
_باش.
..
جیمین زنگ زد سوفیا.
*سلام مامان
سوفیا::سلام پسرم اتاقو چطور شد.
*عامم عالی
اومم اون نامه. . .
سوفیا::اها پس خوندیش
*یعنی چی سه هفته ی دیگه...(بغض)
سوفیا::جیمین بغض کردی...
*نه...نه یکم صدام گرفت..
سوفیا::عامم شاید فردا مرخص بشم
*خداروشکر
فردا با میا میایم دنبالت
سوفیا::باشه پسرم
لطفا دیگه ناراحت نباش نمیتونم تورو ناراحت ببینم و از دنیا برم
*چشم«بغض»
سوفیا::افرین پسرم الان دیگه باید برم مراقب خودتو میا باش
*چشم شما هم همینطور
سوفیا::چشم خدافظ
*خدافظ
...
ویو پایان مکالمه...
جیمین گوشی رو گذاشت روی تخت و رفت ببینه میا چیکار میکنه.
جیمین در اتاق و باز کرد که یهو...
....
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲)

امروز تولد گوگولی پسره🐇امیدوارم امشب براش یه روز خاص و به یا...

ممنونم نازچه

ممنونممم زیباا رو

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟐اونا رسیدن سئول.. اول رفتن بیمارستان تا ب...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟎جیمین گوشیشو برداشت و دید که سوفیا بهش زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط