آسماڹ برفی است

آسماڹ برفی است
همگی می‌گذرند
چتر دارند بہ دست
تا نبارد برف
بر سروصورتشان
اما...من
تنها و رها
زیر این سقف سیاه
گام برمی‌دارم
بی‌چتر...و
بہ تو، می‌اندیشم
دیدگاه ها (۴)

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

غیر از پرده‌ها همه چیز عالیه 😂😂 مرد است دیگر و این حرفا 😊ب...

پارت۵#تو راز شب های منیسه‌تایی هنوز توی کتابخونه نشسته بودن....

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

باورت میشه توی چله تابستون تو مشهد میتونی برف بازی کنی🤩😍این...

I’m going back to 505دارم برمی‌گردم به خونه شماره ۵۰۵If it’s...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط