چای می نوشم

چای می نوشم
که با غفلت فراموشت کنم
چای می نوشم
ولی از اشک فنجان پر شده است

👤فاضل نظری
دیدگاه ها (۶)

گاهی رابطه ات را زمین بگذارو تا میتوانی فاصله بگیردست بزن زی...

و این منم زنی تنها در آستانهٔ فصلی سرد در ابتدای درک هستی...

‏نذر کردم گر از این غم به درآیم روزیتا در میکده شادان و غزل ...

و من چنان پرم که روی صدایم نماز میخوانند... #فروغ_فرخزاد

من هیچ‌وقت آدمِ چای‌خور نبودم…اصلاً چای خیلی به دلم نمی‌نشست...

آن اتفاق آنقدر ها هم تلخ نبود ؛مثلاً یادم داد قهوه شور چه طع...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط