گفتم با " عشـــــق " جمله بساز

گفتم با " عشـــــق " جمله بساز
چشمانش برقی زد و گفت: تو
گفتم آقای مهندس
ادبیاتت صفر مثل زمان مدرسه
این جمله بود؟
راستی عشق کجای آن بود ؟
گفت: تو برای من یعنی عشـــــق...
دیدگاه ها (۱۰)

ﻳــﺎﺩﺗﻪ ﺑــﻲ ﻣــﻌﺮﻓــﺖ ....؟؟؟ﻣــﻴﺨــﻮﺍﺳــﺘﻲ بــﺸﻲﺳـﻨـﮓ ﺻـبـ...

نباشیدِلَــمکه هیچدُنیــا هم تَنـگ می شود ...‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌...

شدم زندانی دنیا... دلم پــــرواز می خواهد کمی تنهایی و ف...

دل انگیزترین #ملودی شنیدنی ست..قدم به قدم آمدنت، با خش خشِبر...

Part: LastThe name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد م...

#pain #P²⁷ با زخمی روی مچ دستش رو به رو شدم با چشمای متعجب ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط