( بوسه دردناک)

( بوسه دردناک)
پارت ۶۸

ته مین دست رو دست تهیونگ که رو سرش بود گذاشت
ته مین : اشکالی ندارد
صدا الکس باعث شد که هر دو سمتش نگاه کنند ... الکس : بازم به ما سر بزن
هوسوک خندید و گفت .... هوسوک: حتما
الکس : واقعا خوب میشه که بهمون سر بزنی آخه اینجا معلوم نیست کی به کیه .... تهیونگ اخم کرده سمتش نگاه کرد به خوبی لحن و گفتن کنایه ای را متوجه شده بود بعد از خداحافظی کردن هوسوک الکس ته مین را به آغوش گرفته و با گفته های نرم و شیرین برد سمته اتاقش
به قشنگی برایش قصه خوند و روش پتو کشید نرم بوسه ای روی موهایش گذاشت و از اتاق خارج شد نگاهی به اتاق تهیونگ انداخت اصلا دلش نمی‌خواست باز هم. دعوا بکنند ولی باید لباس عوض می‌کرد دل زد به دریا و تقی به در زد هیچ صدایی نشنید آروم گوشش رو نزدیک به در کرد ولی حتی صدا آب را هم نشیند کلافه چشم دوخت به در
تهیونگ: نری یه وقت تو در گیر کنی
الکس زود سمته تهیونگ چرخید و دست پاچه لب هایش ترک کرد و با لزریدن گفت ... الکس : چی.. راستش میخواستم اول در بزنم ... بعدش بیام تو ....
تهیونگ ابرو هایش تو هم رفت و دست تو جیب شلوارش نمود سپس سیگارش را از تو جیب اش برداشت و بعد از روشن کردنش تکیه به دیوار پشت اش .. الکس اخم کرد و گفت
الکس : وقتی تو خونه بچه داریم نباید سیگار بکشی !
تهیونگ: به جای نرسیدم که یه دختره فاحشه بخواد اینو بهم بگه ...
الکس دست هایش شل و پاهایش لرزاند گفتن کلمه ای به این زشت آن هم زبون تهیونگش که فقد حرف های شیرینی و گفته های زیبایی را بهش میگفت بدونه حرفه دیگه ای وارد اتاق تهیونگ شد سپس سمته کمد لباس کله لباس ها را تو چمدون ریخت سپس کله وسایل آرایش را آن برداشت تهیونگ وارد اتاق شد سپس کمی کنجکاو و شوکه چشم دوخته به الکس
ته یونگ: کجا ! ..
الکس گوشه اشک اش را گرفت سپس تمامی لوازم آرایش را برداشت و بدونه جواب دادن به تهیونگ از کنارش رد شد ولی تهیونگ عصبی تر از این حرف ها
محکم بازو الکس را گرفت و با فشار زیادی که به دستش می‌آمد از لای دندون هایش گفت .... تهیونگ : منو ببین باید جوابمو بدی
الکس کمی صورتش تو هم رفت
الکس : دردم اومد
تهیونگ: شنیدی چی گفتم ...
کمی با صدا بلند تر داد زد سپس گفت
تهیونگ: شنیدی یا نه !
الکس کمی دستش را تکون داد تا از آن گودال کشیده شود ولی تهیونگ محکم تر از هر چیزی درست الکس را گرفته بود .. این بار هم سکوت الکس عصبانی ترش اش کرد و هول اش داد سمته دیوار چمدون و وسایل الکس روی زمین پخش شدن محکم تر از هرچیزی گردن الکس را به دست گرفت و صورتش را به صورت الکس نزدیک کرد
تهیونگ: وقتی با من حرف میزنی یا باید تو .. چشمام نگاه کنی یا باید جوابمو بدی
دیدگاه ها (۰)

بوسه دردناک )پارت ۶۹ الکس دستش را روی دست تهیونگ گذاشت سپس ب...

( بوسه دردناک )پارت ۷۰ گوشی را روی عسلی انداخت سپس از روی تخ...

بوسه دردناک )پارت ۶۷ الکس نرم خندید سپس گفت الکس : چشم حتما ...

( بوسه دردناک )پارت ۶۶ افکارش با صدا زنگ خونه خراب شد سپس با...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 14روز بعد، ویولت همراه الورا به قصر ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 9صبح روز بعد، ویولت از خواب بیدار شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط