فکرکنم الکساندر هم عاشق بود که تلفن راساخت...وگرنه به عقل

فکرکنم الکساندر هم عاشق بود که تلفن راساخت...وگرنه به عقل هیچ آدم عاقلی نمی رسید که میشه حضور گرم کسی رواز سیم های سرد عبور داد
دیدگاه ها (۲)

همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد زمانی از حقیقت های ما...

ﺣﮑﺎﻳﺖِ ﻣﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ، ﺣﮑﺎﻳﺖِ ﻋﺠﻴﺒﻰ ﺍﺳﺖ.ﻣﺜِﻞ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻧﻘﺮﻩ ﮐﺎﺭِ...

.پیــرزنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخرد . داروخا...

نفس کوچولو

🍊🪵عاشق که نباشیپاییز وصله‌ی ناجور فصل‌هاست پاییز را باید عاش...

⁨⁨گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوندعاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار ...

⁨⁨گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوندعاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار ...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۱ | ناهاربالاخره بعد از چند ساعت کار مدا...

🎤 پشتِ لبخندتژانر: عاشقانه | آیدل × دختر معمولی | کمدی | مدر...

نام رمان: By necessityشخصیت های اصلی : بورام و جونکوک شخصیت ...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۳ | تا دیدار بعدی.. صبح روز بعد، شرکت دو...

اوسی ناروتو🦦بیو❀اسم/𝓷𝓪𝓶𝓮 : یوکیه / 𝔂𝓾𝓴𝓲𝓮𝓱✿معنی اسم : خلیج بر...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط