Rz prpr

Rz prpr ²⁵

کوک هنوز داشت گریه میکرد صبرم تموم شد و گفتم: بسه دیگه کوک الکی گریه هاتو هدر نده تهیونگ میخواد با اون نکبت ازدواج کنه و احساسی بهت نداره

کوک ساکت شد و چند دقیقه بعد آروم گفت: جیمین میشه برای آخرین بار ازش بپرسم دوسم داره یا نه؟

جیمین: هوفف باشه

کوک: ممنون جیمین

و میون اشکاش لبخند زد از روی ناچاری به تهیونگ زنگ زدم

تهیونگ: میبینم که از قهر در اومدی

جیمین: همین الان بیا اینجا

تهیونگ: کارت؟ تا چند ساعت پیش نمیخواستی ریختمو ببینی و الان داری دعوتم میکنی؟

جیمین: میای یا نه؟؟

تهیونگ: باشه منو امیلی......

جیمین: بیبین به ارواح خاک مامان بخای اون عنتر خانومو با خودت بیاری لوله بخاری رو میکنم تو حلقت

تهیونگ: باشه بابا

گوشیو قط کردم و به کوک گفتم : تا چند دقیقه دیگه میاد هرچی میخوای بهش بگو من میرم دوش بگیرم

کوک: باشه

رفتم سمت اتاقم

ویو کوک

استرس زیادی داشتم از جوابی که قرار بود بشنوم صدای زنگ در که اومد با سرعت سمت ایفون دوییدم و درو زدم


کوک: خوش اومدی عزیزم

تهیونگ: خوشم نمیاد عزیزم صدام کنی من عزیزت نیستم جیمین کو؟

از جوابش جا خوردم یاد قبلا افتادم که با لفض بیبی و قشنگم صدام میزد در حالی که به سختی جلوی بغضمو گرفته بودم گفتم: کارت داشتم تهیونگ

ویو راوی

تهیونگ: چته؟

کوک: تو..تو واقعا میخوای نامزد کنی؟

کوک اون سوال رو در حالی که ترس و استرس قلبش رو گرفته بود پرسید از جواب تهیونگ هراس داشت

تهیونگ: آره

قطره اشک مزاحمی روی گونش غلتید

کوک: پس درست فک میکردم تو از اولم منو بازیچه خودت کرده بودی

تهیونگ سکوت کرد و به پسر روبروش خیره شد چیزی از زیبایی کم نداشت موهای لخت و چشمان کلاغی و جذابش واقعا برای او سخت بود پسر به این زیبایی را باید رها میکرد باید قلبش رو پودر میکرد و با کسی که قلبش به او متعلق نبود ازدواج میکرد

تهیونگ: درسته قلبتو به دست آوردم که نابودت کنم

اشک های مزاحم تند تند از چشمش روانه میشدند

کوک: یعنی هیچوقت عاشقم نشدی و نبودی؟

تهیونگ با بی رحمی لب زد: نه نه عاشقت نبودم نیستم و نخواهم شد با خودت چی فک کردی؟؟

کوک: فک کردم لیاقت عشق پاک منو داری ولی اشتباه فک کردم

بعد دستشو طرف تهیونگ گرفت و در حالی که سعی داشت اشکاشو کنترل کنه فریاد زد: تموم شد دیگه برای من مردی

و بعد با چشمای قرمزش سمت اتاق دویید


(دلیل اینکه این پارتو دیر گذاشتم حمایت کمتون بود شرایط واسه پارت بعد 10 لایک و 7 کامنت)
دیدگاه ها (۱۶)

ادیت خودم از رمان رز پر پر قشنگ شد؟راستی می‌خوام چون روز دخت...

Rz prpr ²⁶ویو جیمین رفتم پایین تهیونگ رفته بود و جونکوکم احت...

روزمون مبارک دخترا🩶

تلافی¹**هوای آفتابی کافه، حالا جای خود را به ابری از دلخوری ...

رمان افسر پلیس پارت ⁹جیمین: تهیونگ کوک بیمارستانه مغزم سوت ک...

عشق فاش شده من ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط