گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما

گفتی بیا،گفتم کجا؟ گفتی میان جان ما
گفتی مرو.گفتم چرا؟ گفتی که میخواهم تورا
گفتی که وصلت میدهم.جام الستت میدهم
گفتم مرا درمان بده. گفتی چو رستی میدهم
گفتی پیاله نوش کن. غم در دلت خاموش کن
گفتم مرامستی دهی،با باده ای هستی دهی
گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودا
گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این
گفتی تویی دردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام
گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟گفتی خدارا در خودا!!
دیدگاه ها (۳)

گویند ز پیمانه ننوشید ، حرام استهر کس که بنوشد به ...

من ناز نمیکشم دلت خواست برو،کج کج نکنم نگاه و" یکراست" برو.....

خداوندا...آرامم کن همان گونه که دریا راپس ازهرطوفانی آرام می...

دلم ... یک اتفاق تازه می خواهد ..!!نه مثل عشق و دل دادن ..؛ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط