باد نمناك زمان مي گذرد

باد نمناك زمان مي گذرد

رنگ مي ريزد از پيكر ما

خانه را نقش فساد است به سقف

سر نگون خواهد شد بر سر ما

به چشم گم شده تصوير راه و راهگذر

غمي بزرگ، پر از وهم

به صخره سار نشسته است

درون درة تاريك ، سكوت بند گسسته است
دیدگاه ها (۲)

یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ... برای هم...

بعضـــی وقت ها ، آدم ها یه کارهـــایی می کنن که دیگـــــه نم...

خــــــــــــــدایا انتخاب واحد دنیا را كه خودت برایمان انج...

اين روزها دلتنگم باور کن اين يکی ديگر شعر نيست

╭──────────────────────────────╮شیونِ استخوان‌سوزِ بهرامِ مح...

╭──────────────────────────────╮شیونِ استخوان‌سوزِ بهرامِ مح...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۱

پارت اول راز خون

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

برادر ناتنی

پارت دوم راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط