Chapter: 1
Chapter: 1
Rāz dar Rag-hā
Part 5
---
📍 ویو: الا
از تخت اومدم پایین، رفتم دوش گرفتم. چند دقیقهای زیر آب موندم تا شاید اون کابوس از ذهنم پاک شه.
بعد اومدم بیرون، نشستم جلوی آینه، آرایش کردم.
لباسی که برای امشب انتخاب کرده بودم رو پوشیدم و رفتم پایین.
دیدم فقط سوهو اونجاست.
رفتم روی کاناپه نشستم، روبهروش.
سوهو: سلام الا. دیرتر بیدار میشدی دختر، چقدر خوابیدی؟
الا: خسته بودم، برای همین خوابم برد. آها راستی...
سوهو: بله؟
الا: چه ساعتی باید برم کنسرت؟
سوهو: الان ساعت ۵:۳۰ـه. تو ساعت ۸:۱۵ بیا اتاق کار رئیس، که حرفای لازم و کاری که باید بکنی رو بهت بگیم. بعد راه میافتیم که...
پریدم وسط حرفش.
الا: اینا رو بیخیال، چقدر توضیح میدی؟ کی کنسرت شروع میشه؟
سوهو (اوفی کشید): ساعت ۱۱ شب.
الا: آها باشه، من میرم تو اتاقم.
سوهو با یه "باشه" گفت و من رفتم بالا، ولو شدم رو تخت.
نشستم توی تیکتاک چرخیدن، بیهدف، بیحوصله.
---
چند ساعت بعد
وای... بوتام! کووووششششنننننن!
الا: انجلووووو!
انجلو: جانم، الا خانم؟
الا: بوتام کوووو؟
انجلو: الان براتون پیدا میکنم.
من و انجلو کل اتاق رو گشتیم تا بالاخره...
انجلو: الا خانم، اینه؟
الا: ببینم... آرههههه! قربونت برمممم! مرسی، حالا برو.
انجلو رفت بیرون.
الان دیگه همهچیم آماده بود.
فقط مونده بود برم پیش رئیس تا نکتهها رو بهم بگه.
با اینکه نمیخوام این کار رو بکنم... ولی مجبورم.
---
بچه ها انجلو خدمتکار چند ساله این عمارت و قیافه سووجون رئیس باند مافیا قیافه سووجون تو فیلم زیبای حقیقی و حتی سوهو هم همین طور
Rāz dar Rag-hā
Part 5
---
📍 ویو: الا
از تخت اومدم پایین، رفتم دوش گرفتم. چند دقیقهای زیر آب موندم تا شاید اون کابوس از ذهنم پاک شه.
بعد اومدم بیرون، نشستم جلوی آینه، آرایش کردم.
لباسی که برای امشب انتخاب کرده بودم رو پوشیدم و رفتم پایین.
دیدم فقط سوهو اونجاست.
رفتم روی کاناپه نشستم، روبهروش.
سوهو: سلام الا. دیرتر بیدار میشدی دختر، چقدر خوابیدی؟
الا: خسته بودم، برای همین خوابم برد. آها راستی...
سوهو: بله؟
الا: چه ساعتی باید برم کنسرت؟
سوهو: الان ساعت ۵:۳۰ـه. تو ساعت ۸:۱۵ بیا اتاق کار رئیس، که حرفای لازم و کاری که باید بکنی رو بهت بگیم. بعد راه میافتیم که...
پریدم وسط حرفش.
الا: اینا رو بیخیال، چقدر توضیح میدی؟ کی کنسرت شروع میشه؟
سوهو (اوفی کشید): ساعت ۱۱ شب.
الا: آها باشه، من میرم تو اتاقم.
سوهو با یه "باشه" گفت و من رفتم بالا، ولو شدم رو تخت.
نشستم توی تیکتاک چرخیدن، بیهدف، بیحوصله.
---
چند ساعت بعد
وای... بوتام! کووووششششنننننن!
الا: انجلووووو!
انجلو: جانم، الا خانم؟
الا: بوتام کوووو؟
انجلو: الان براتون پیدا میکنم.
من و انجلو کل اتاق رو گشتیم تا بالاخره...
انجلو: الا خانم، اینه؟
الا: ببینم... آرههههه! قربونت برمممم! مرسی، حالا برو.
انجلو رفت بیرون.
الان دیگه همهچیم آماده بود.
فقط مونده بود برم پیش رئیس تا نکتهها رو بهم بگه.
با اینکه نمیخوام این کار رو بکنم... ولی مجبورم.
---
بچه ها انجلو خدمتکار چند ساله این عمارت و قیافه سووجون رئیس باند مافیا قیافه سووجون تو فیلم زیبای حقیقی و حتی سوهو هم همین طور
- ۶.۳k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط