کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟

کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟
بگذار فکر کنم ...
هیچ کجا انگار !

تا یادم می آید
بهانه هایم هم پر بود از فریاد
فریادِ اینکه
دیــــــــــوانه ! من دیوانه ی توام ..
اما ببخش مرا!

انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد که شیر نمی خواهد..

که گرمایِ تنِ مادر می خواهد..
اما....
حالا می نویسم:

بارها بخوان بلند بخوان
دیــــــــــــــوانه
دوستت دارم .مخاطب خاص
دیدگاه ها (۱)

مثل هوا در کنار تو امنه جای کسی را تنگ میکنمنه کسی مرا می بی...

ساده لباس بپوش!ساده راه برو!اما در برخورد با دیگران ساده نبا...

افـــــــــــــتــــــــــاـــــد؟؟؟

چقدر این متن قشنگه.........دکترشریعتی می گوید:'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط