ازچشمهایشبرایتگفتهبودم

ازچشم‌هایش‌برایت‌گفته‌بودم ؟
وقتی‌من‌رانگاه‌می‌کرد ؛
آنقدردلتنگ‌نگاهش‌میشدم‌که
حتی‌تاب‌پلک‌زدن‌هایش‌راهم‌نداشتم ! 🧡🌱
دیدگاه ها (۱)

بگیر دستم را بگذار شاخه‌هایمان در آسمان پیوند بخورند!'اين‌گ...

آغوش‌هیچ‌خیالی‌بوی‌آشنای‌بازوانت‌رانداشت…ونجوای‌هیچ‌بارانی‌ه...

تنهایی حتی اگر انتخاب آدم باشه، سخت می‌شه گاهی. و آدم نمی‌دو...

یک نفر بود که احوالِ مرا می فهمیدوزنِ احساسِ مرا با نظری می ...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

💌   ::    نامه براي آیــان‌ ‌ ‌‌﹏﹏﹏...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۵۲تهیونگ پلک زد و نگاهش در کاسه چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط