. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹² .
.
گویوم ترسیده بود اونم هم بخاطر اینکه جونگ کوک از دستش در بره برای همین اشک های فیکش شروع به ریختن کرد و گفت
گویوم : کوکی الان هق هق الاهق ن میخوای هق من و ترک کنی ... فین... فین
کوک که متوجه گریه گویوم شده بود جلوش زانو زد و گفت
_ نه فدات شم درظم من قراره با تو ازدواج کنم و میخوام بیام خاستگاریت .
جمله اخرش همه رو شکه کرد بجز تهیونگ
م . ج : دیونه شدی جونگ کوک من این رو به عنوان عضوی از خانوادم قبول نمیکنم به هیچ وج
_ مادر این موضوع به شما ربطی نداره
م . ت : جونگ کوک تو واقعا خودتی
_ بله عمه من خودمم چرا بلید بخاطر تهسونگ کسی که دوست دارم و ول کنم
م .ت : مگه ما گفتیم تهیونگ ها ؟موضوع اینه که داری با کسی ازدواج میکنی که ادب هیچ و کلی چیز دیگه
_ چرا نمیگین که شما میخوایین با تهیونگ ازدواج کنم ها ؟
+ جئون جونگکوک به خودت مغرور نباش من خیلی وقته یکی دیگه رو دوست دارم
م .ج : چی کیه
+ چا وو مین من از همون اول چا وو مین و دوست داشتم
× ای لعنتی برا همین دیشب عین چی نگرانش شدی و زود رفتی خونه بومگیو همشم خددت مراقبش بودی اوهههه
+ جیمین ساکت
♡ خب با اجازه من برم با چا وو مین یه مکالمه ای کنم فعلا .
همه شکا شده بودن و این کوک بود که داشت از عصبانیت منفجر میشد
.
.
.
[ اتاق کار کوک ]
به عکس های تهیونگ زول زده بود و لیوان پر از ویسکی رو مینوشید عصبی بود به شدت .
_ هه لعنتی کیم تهیونگ فک کردی میزارم خوش بخت شی ها لعنتی من تورو زنده به گور میکنم میبینی .
این همه نفرت جونگ کوک از تهیونگ از کجا میاد یعنی چه چیزی پشتش بود آح درسته چیزی که هیچکس درباره جونگ کوک نمیدونه بیماریشه حتی خوده کوک هم نمیخواد بیماریش و قبول کنه اون بیماریه پارانوئید داره و این بیماری باعث نتفر بی دلیل کوک هست یا شایدم دلایلی داره از کجا معلوم ........
𝑷𝒂𝒓𝒕.¹² .
.
گویوم ترسیده بود اونم هم بخاطر اینکه جونگ کوک از دستش در بره برای همین اشک های فیکش شروع به ریختن کرد و گفت
گویوم : کوکی الان هق هق الاهق ن میخوای هق من و ترک کنی ... فین... فین
کوک که متوجه گریه گویوم شده بود جلوش زانو زد و گفت
_ نه فدات شم درظم من قراره با تو ازدواج کنم و میخوام بیام خاستگاریت .
جمله اخرش همه رو شکه کرد بجز تهیونگ
م . ج : دیونه شدی جونگ کوک من این رو به عنوان عضوی از خانوادم قبول نمیکنم به هیچ وج
_ مادر این موضوع به شما ربطی نداره
م . ت : جونگ کوک تو واقعا خودتی
_ بله عمه من خودمم چرا بلید بخاطر تهسونگ کسی که دوست دارم و ول کنم
م .ت : مگه ما گفتیم تهیونگ ها ؟موضوع اینه که داری با کسی ازدواج میکنی که ادب هیچ و کلی چیز دیگه
_ چرا نمیگین که شما میخوایین با تهیونگ ازدواج کنم ها ؟
+ جئون جونگکوک به خودت مغرور نباش من خیلی وقته یکی دیگه رو دوست دارم
م .ج : چی کیه
+ چا وو مین من از همون اول چا وو مین و دوست داشتم
× ای لعنتی برا همین دیشب عین چی نگرانش شدی و زود رفتی خونه بومگیو همشم خددت مراقبش بودی اوهههه
+ جیمین ساکت
♡ خب با اجازه من برم با چا وو مین یه مکالمه ای کنم فعلا .
همه شکا شده بودن و این کوک بود که داشت از عصبانیت منفجر میشد
.
.
.
[ اتاق کار کوک ]
به عکس های تهیونگ زول زده بود و لیوان پر از ویسکی رو مینوشید عصبی بود به شدت .
_ هه لعنتی کیم تهیونگ فک کردی میزارم خوش بخت شی ها لعنتی من تورو زنده به گور میکنم میبینی .
این همه نفرت جونگ کوک از تهیونگ از کجا میاد یعنی چه چیزی پشتش بود آح درسته چیزی که هیچکس درباره جونگ کوک نمیدونه بیماریشه حتی خوده کوک هم نمیخواد بیماریش و قبول کنه اون بیماریه پارانوئید داره و این بیماری باعث نتفر بی دلیل کوک هست یا شایدم دلایلی داره از کجا معلوم ........
- ۱.۳k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط