رمان شازده کوچولو

رمان شازده کوچولو

پارت ۲۰

دیانا: ارباب داشت غذا می‌خورد منم تو تخت دراز کشیدم خوابیدم

ارسلان: دستش چیشده بود یعنی چیکار کرده بود اون یکی دستشم گرفتم و نگاهی بهش کردم اخمام رفت تو هم

.. فردا شب ..

+بدو برو لباس هارو بشور

دیانا: ناچار لباس هارو ور داشتم بردم تو حیاط ساعت حدود ۱۲ بود ارباب هنوز نیومده بود اولین لباس لباس ارباب بود عطر خوبش باز هم بینیم و پر کرد هوا سرد بود آب یخ بود این چند وقت که مجبور بودم لباس هارو بشورم دستام از سرپا قرمز میشد
دیدگاه ها (۱)

رمان شازده کوچولو پارت ۲۱... پرش زمان ...دیانا :با درماندگی ...

رمان شازده کوچولو پارت۲۲دیانا: رفتم آشپزخونه برا ارباب غذا ب...

رمان شازده کوچولو پارت ۱۹ارسلان: درازش کردم رو تخت پتو روش ک...

رمان شازده کوچولو پارت ۱۸ارسلان :وقتی متوجه نمیشدباید عصبی ب...

توی مسیر صحبتی نکردیم رسیدیم خونه من خودمو انداختم رو مبل و ...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط