قصه اینجاست
قصه اینجاست
که شب بود و هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم
که خدا ریخت بهم...
نیمه شب بود
خدا بود و منِ بی سیگار
لعنتی
رفتنش اعصاب مرا ریخت بهم...
که شب بود و هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم
که خدا ریخت بهم...
نیمه شب بود
خدا بود و منِ بی سیگار
لعنتی
رفتنش اعصاب مرا ریخت بهم...
- ۸۷۹
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط