دوست داشتنی پارت

(دوست داشتنی) پارت 36

صبح
خدمتکار: آقا
تهیونگ:بله
خدمتکار: پدرتون زنگ
زد گفت فردا خودش
مادرتون میخوان بیان
اینجا بمونن
تهیونگ: خب باشه
ا.ت از اتاقش اومد بیرون
در نزده اومد داخل دید
من لباس نپوشیدم
ا.ت: هی ببخشید
تهیونگ: لباس پوشیدم
بیا داخل
ا.ت: ببخشید خواستم
بگم که اگه پدر و مادرت
میخوان بیان من برم دیگه
تهیونگ: کجا
ا.ت: خونم
تهیونگ: بین این همه
آدم میتونی بری من نمیزارم بری
ا.ت: تهیونگ اخه مامان و
بابات چی فکر میکنن درباره
من میگن این دختره چیه
اومده خونه تهیونگ اها
یه راه حل هست میتونم
برم با خدمتکارا کار کنم
تهیونگ:نمیتونم ببینم
دارن دستورت میدن
ا.ت: خب دوباره نقش
دوست دختره تو بازی
کنم این خوبه ها
تهیونگ: این بار نقش
نه
ا.ت:منظورت چیه
تهیونگ:میخوام خود
واقعیت دوست دخترم
باشی
ا.ت: چی من خیلی خنده
داره
تهیونگ: کجاش خنده
داره
ا.ت: اصلا من میرم
تهیونگ: وایسا میگم
دوست دخترم میشی
ا.ت: چی من داری شوخی
میکنی
تهیونگ: نه چرا شوخی
ا.ت: تو الان از من میخوای
دوست دخترت باشم یعنی
تهیونگ: آره
ا.ت:تو یکی دیگه رو دوست
داری نمیتونی که بخاطر اومدن
مامان و بابات به اینجا از اون
بگذری موفق میشی تو بدستش
میاری خب من از اینجا
میرم خیال تو هم راحت تره
تهیونگ:دوست داری به کسی
که دوسش دارم برسم
ا.ت: آره خیلی
تهیونگ: پس باهام
قرار بزار
ا.ت: چی؟؟ 😳
تهیونگ:اونی که گفتم
دوسش دارم ولی
دوسم نداره تو بودی
خانم یانگ ا.ت

#فیک
#سناریو
#تهیونگ
دیدگاه ها (۱۵)

(دوست داشتنی) پارت37ا.ت: چی من بودمداری شوخی میکنی برای اینک...

(دوست داشتنی) پارت 38خدمتکار: آقا صبحونهحاضرها.ت: بریم صبحون...

(دوست داشتنی) پارت35ا.ت:مثل یه دوستهتهیونگ: مثل خودم وخودتا....

(دوست داشتنی) پارت 34تهیونگ: بریما.ت: داره از صورتتخون میادت...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

20ببینین امروز دوتا پارت دادممممممخوشحال باشین 🤗ولی اگر حمات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط