دوش رفتم به خرابات مرا راه نبود ، میزدم ناله و فریاد کس ا

دوش رفتم به خرابات مرا راه نبود ، میزدم ناله و فریاد کس از من نشنود ، یا نبود هیچ کس از باده فروشان بیدار ، یا که من هیچ بدم هیچ کسم در نگشود ، پاسی از شب چو بشد بیشترک یا کمتر ، رندی از غرقه برون کرد سر و رخ بنمود ، گفت خیر است در این وقت که را می خواهی ، بی محل آمدنت بر در ما بهر چه بود ، گفتمش در بگشا گفت برو هرزه مگو ، کاندرین وقت کسی بهر کسی در نگشود ، این نه مسجد که به هر لحظه درش بگشایند ، که تو دیر آیی و اندر صف پیش استی زود ، گر تو خواهی که دم از صحبت ایشان بزنی ، خاک راه همه شو تا که بیابی مقصود
دیدگاه ها (۵)

بیاید تصور کنیم :)#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_پورصباح...

قلب منی❤️😘#خاص #عشقولانه #تنهایی #ستایش_قلب_سربی #جانان #دلت...

ناگهان همه چیز، بوی خداحافظی گرفت . . .️

دل تنگم برات یاسین چرا رفتی هیچکی مثل تو نیست

راز خوشگلی چیه......

او هستهرجا هوا که هستنه می‌گریزم می‌خواهمنه می‌توانم بگریزمن...

در وصف خودم بعد تو اینگونه بگویم:جسمی متحرک که دگر روح ندارد...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

اگه دنیا دو روزه من هر دو روزشو میخوام کنارِ تو باشم و چشمای...

یک هم وطن با ایمان وسط کنسرت ابی:لبیک یا خامنه ای❤️🇮🇷حاج احم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط