میترسم ازروزی که فرزندم بپرسدمادرجان ازخاطرات عاشقانه ات

میترسم ازروزی که فرزندم بپرسدمادرجان ازخاطرات عاشقانه ات بگو ومن یادخاطراتی بیوفتم ک مخاطبش پدرش نبود...😢 😔
دیدگاه ها (۱)

قدر خوب های زندگیتان را بدانید ...خدا نکند که بروند ...تا اب...

اول از ماندنتان مطمئن شوید.بعد به بوی عطرتان عادتش دهید..بعد...

ای کاش گفته بودی…ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ایمن خود...

عاشق که باشی رفتن نمی دانی می مانیسرحرفت می مانی که گفته بود...

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

True Love③تهیونگ: کی میخوای شروع کنی؟ م: شروع میکنم به نوشتن...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part وقتی که ا. ت به ا...

میترسم..میترسم از روزی ک فرزندم بپرسد بابا ازخاطرات عاشقانه ...

میترسم..میترسم از روزی ک فرزندم بپرسد بابا ازخاطرات عاشقانه ...

شدم فاحشه دست روزگار..دنیاتجاوز میکند..عشق تجاوز میکند..بدبخ...

می ترسم... از روزی که فرزندم بپرسد :مادراز خاطرات "عاشقانه ا...

#پارت 1ات دردوران بچگی اش مادرش را بر اثر یک حادثه ی ناراحت ...

ارباب کوک

سلامتی روز مرگمسلامتی روزی ک عشقم تنهام بزاره😢 بسلامتی شبی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط