و بهار زنی دیوانه و سرخوش بود که در میانه خنده هایش هم

‏و بهار زنی دیوانه و سرخوش بود که در میانه‌ خنده هایش هم گریه میکرد...
دیدگاه ها (۲)

عقل را دیوانه میدانیم ماعشق را فرزانه میدانیم ما#صائب_تبریزی

تو گر گناہ من شویتوبه نمی‌کنم ز تو♥ ️#مولانا

بیا...دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری...#فروغ_فرخزاد

حالم ازشرح غمت اسنانه ایست...

باخاطره های توکه سرسبزیِ محضیهر روزبرای منِ دیوانه بهار است....

ببار بارون ....قراره گریه برگرده.......#بارون#قم#رنگین_کمان ...

شده با خواندن  بیت غزلی گریه کنی؟   یاکه در حسرت حس بغلی گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط