“دنیا” ، بازی‌هایت را سرم در آوردی… گرفتنی‌ها را گرفتی‌…

“دنیا” ، بازی‌هایت را سرم در آوردی… گرفتنی‌ها را گرفتی‌… دادنی‌ها را ” ندادی “
حسرت‌ها را کاشتی… زخم‌ها را زدی … دیگر بس است… چیزی نمانده …
بگذار آسوده بخوابم … محتاج یک خواب بی‌ بیدارم.. ”
دیدگاه ها (۱)

هم تدری ابغیابک شنهو سویت/ رحت جابلت ربی و عاتبیته. و الیعات...

ﺷﻴﻔﻴـــﺪ ﺍﻟﻨـــﺪﻡ ﺿﻴﻌﺘــﻪ ﻋﻤﺮﻱ ﻭﻳـﺎﻙﻭﺟــــﺎﻱ ﺗﻜﻠـــﻲ ﺍﺳـــﻒ ...

ههههه

بدجوووووورررررر دلتنگت میشم.....

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

first love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط