Part

Part²

انقدر عصبی بودم
هیچکدوم از اعضا هیچ حرفی نمی‌زدند
فقط بهم نگاه میکردن
تنها چیزی که دیدم اینه که جین نیست
یعتی رفته بیرون؟

جیمین:میگم جیهوپ....(یکم با تردید)
ج
هوپی:اوفففف جونم( یکم نفس کشید)

جیمین وقتی دید جیهوپ اروم تره حرفشو کامل زد

جیمین: هوپی میدونی جین و ات واقعا همو دوست دارن عشق عشقم هیچ ربطی نداره چند سالشونه دخترن پسرن پدوفیلن نیستن هرچیزی به هر حال عشق عشقه نباید اونطوری رفتار کنی

نامی:راست میگه حالا شاید رفته با پسر بیرون ولی هرچه فقط دوستاش بودن تو که میدونی جین دوست داره آره باید تذکر میدادی یکمم دعوادمیکردی نه اینکه دست روش بلند کنی
تو بهش سیلی زدی

ته :الانم که نمیزاری بیاد پایین گوشیشو گرفتی اونقدر کار بدی نکردا

کوکی: میدونی جین وقتی بهش سیلی زدی چقدر عصبی شد کنترلش کردیم تا رفت بیرون


هوپی:باشه باشه هیچی نگین یکچیری میدونم که نمیازرم تک خواهرم این کارارو کنه

یونگی:به حرفا فکر کن عشق عشقه تازه وقتی با جین بره جین خیلی حواسش بهش هست

هوپی:باشه باشه

رفتم تو اتاقم
دیدگاه ها (۰)

Part³ الانم باید با جین دعوا کنم رفتن بیرون نشستم خودمو برا ...

Part¹یونگی گفت خیلی دیر از سرکارش میادولی فکر نمیکردم به عر...

Part ¹درو محکم با چنان ضربی که به خودم لرزیدم بست ای خدا دخت...

Part³ نامجون:چشده بود چرا اینطوری کردی(حالت اروم) کوکی سرشو ...

~سناریو~#درخواستی وقتی دخترتون به شوخی میگه باردارم نامجون:...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی امتحانت رو خراب کردی ( به عنوان برادر)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط