رفته بودم پارک،دیدم یه دختر تنها روی یه نیمکت نشسته و
رفته بودم پارک،دیدم یه دختر تنها روی یه نیمکت نشسته و
غم انگیز داره به زمین نگاه می کنه!
یه گل از تو پارک کندم بردم براش،
گفت:این مال منه؟
گفتم:بله مادمازل...!
دیدم یه لبخند بهم زد منم یه لبخند بهش زدم.
بعدش رفتم پیش باغبون باغ گفتم:این همون دختریه که هر روز میاد اینجا گل می چینه!!!!؟
باغبون یه نعره کشید و با کلنک حمله ور شد به سمت دختره....!
(چیه فکر کردی من اهل این جلف بازیام،من فقط می خواستم ببینم یه دختر غمگین با چه سرعتی فرار می کنه.!
غم انگیز داره به زمین نگاه می کنه!
یه گل از تو پارک کندم بردم براش،
گفت:این مال منه؟
گفتم:بله مادمازل...!
دیدم یه لبخند بهم زد منم یه لبخند بهش زدم.
بعدش رفتم پیش باغبون باغ گفتم:این همون دختریه که هر روز میاد اینجا گل می چینه!!!!؟
باغبون یه نعره کشید و با کلنک حمله ور شد به سمت دختره....!
(چیه فکر کردی من اهل این جلف بازیام،من فقط می خواستم ببینم یه دختر غمگین با چه سرعتی فرار می کنه.!
- ۵.۶k
- ۱۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط