پاییز تمام شهر را محکم در آغوش گرفته... چقدر می‌لرزد... م

پاییز تمام شهر را محکم در آغوش گرفته... چقدر می‌لرزد... می‌بارد... چقدر بی‌تاب است...
نمی‌داند آفتابی باشد و بخندد یا سرد باشد و ببارد... نگران فردایی‌ست که زمستانی بیاید و شهر را از او بگیرد... و تنها یک چیز پاییز را نابود می‌کند؛ اینکه...  رسیدن زمستان حتمی ست...!
پ.ن : من عااااشق زمستونم:")
دیدگاه ها (۱۶)

شاید هنوز هم در پشت چشمهای له شده در عمق انجمادیک چیز نیم زن...

All of our heroes fadingNow I can't stand to be alone

تو از درد عشق کیف میکنینه از عشق و این درده عشقه که تورو هنر...

...ولی انقدر ساکت خونسرد ،ارام و بی قید نباشمن میدونم همه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط