روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم
تا به جمعه میرسم احساس دیگر میکنم

حس دیدار تو در من جمعه غوغا میکند
جمعه ها چشمان خود را حلقه بر در میکنم

در غروب جمعه بغضم در گلو وا میشود
چشم خود را در نبودت جمعه ها ترمیکنم

آنقدر در کوچه ها فریاد نامت میکنم
گوش اهل کوچه را با نام تو کر میکنم

شک ندارم درد جمعه درد بی درمان توست
نام زیبای تو را هر جمعه ازبر میکنم

کل هفته خانه را با گل مزین میکنم
باز هم گلهای خود را جمعه پرپر میکنم
گرچه می دانم نمیایی ولی این را بدان
جمعه ای دیگر برای دیدنت سر میکنم
دیدگاه ها (۱)

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

بعد تو آواره گشتم ، خانه ام بر باد ... نهدر قفس ماندم ولیکن ...

گر تو باشی ماه من، تاریکی شب دیدنی است چشم تو در خواب باشد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط