شاعر روس .

شاعر روس .
ورا بریتین
ایستگاه سنت پانکراس

بوسه ای شیرین و طولانی لبانم را فشرد
تپش های کوبنده ی قلبت لحظه ای آرام شد
هنگامه ی جدایی ما از راه رسید
وهمه چیز تمام شد.
با حرکت ناگاه قطار
جهان یکباره تاریک گشت
گرچه خورشید همچنان می درخشید
واپسین نگاه مبهم من با چشمان گریان اندوهناک–
و عزیمت تو.
دیدگاه ها (۱)

شعر ملل

ورا بریتینایستگاه سنت پانکراسبوسه ای شیرین و طولانی لبانم ر...

شعر ملل

عزیمت ِ تو ...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: تولدت مبار...

مانیفستِ صاعقه | ترازِ کلام: بهرام محمدی۱. «حکومتِ بی‌عدالت،...

صـــــدایت به پاییــــــــــز رفته . . .🍁هـــــرچه می گویـی ...

فصــل عـــــوض می شودجای آلــــو را خـرمالـــو می گیـــردجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط