بین دو راهی و شک، حیرون و هاج و واجم،

بین دو راهی و شک، حیرون و هاج و واجم،


سفر دوای دردم، هجرت تنها علاجم،



باید برم از اینجا، چاره نمونده جز کوچ،



برای زنده مودن تو این زمونۀ پوچ!!!
دیدگاه ها (۴)

دلا شب ها نمی نالی به زاری،سر راحت به بالین می گذاری،تو صاحب...

من نمی تونم برم، اما تو هی میگی برو! آخه من کجا برم؟ هر ج...

یه دل دارم، خدا داره، زمین داره و هوا داره، یه دل دارم آت...

می زند باران به شیشه،مثل انگشت فرشته، دانه دانه ... رشته رشت...

پایان ۶۹ سال فراقزمستان سال ۳۶ به عتبات رفتم. فلسفه‌ی این سف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط