پیشم بمان ، که نارس و کالم بدون تو

پیشم بمان ، که نارس و کالم بدون تو
درگیر وحشت است خیالم بدون تو

رفتی و پشت واژه ی حسرت شدم اسیر
اصلا" شکسته شد، پر و بالم بدون تو

پاییز شعر من شده آغاز و بعد از این
یک درد ناب رو به زوالم بدون تو

وقتی سکوت آمد و کنج لبت نشست
دیدم که چیست قهوه ی فالم بدون تو

من اهل التماس نبودم ، ولی شدم
دیگر جهنمی شده حالم بدون تو

از دست شوم حادثه ، کاغذ مچاله شد
حتی غزل نوشت : که لالم بدون تو

حالا اجازه می دهی ام با دو چشم تر
یک گوشه زار زار بنالم بدون تو...؟؟
#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

احساس می‌کنم که به آخر رسیده‌امدر تنگنای حوصله‌ها سر رسیده‌ا...

من حدس می‌زنم که تو هم عاشق منیاحساس میکنم که به من فکر می‌ک...

بمان که فلسفه‌ی این شب دراز این‌ست...که یک دقیقه تو را بیشتر...

❤️ ارزش "قلب" به "عشق " ارزش "سخن " به "صداقت "ارزش "چشم " ب...

خدای قصر خیالم کسی شبیه تو هست؟هنوز غرق سؤالم کسی شبیه تو هس...

مقصد عاشق

هی چپ و راست نیا توی ِ خیالم گم شو هی نشو اینهمه دلواپس ِ حا...

هی چپ و راست نیا توی ِ خیالم گم شو هی نشو اینهمه دلواپس ِ حا...

عاشقانه های شبنم

...بهانه کن تو عشق را بیا بخوان کنار مندر این هوای بی‌کسی بی...

شکسته بال

...در عشق تو افتـاده و درگـیر خیالمگم‌گشته این شهر منم بی‌تو...

رنگ سال گذشته را دارد، همه ی لحظه های امسالمسیصد و شصت و پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط